وبلاگ فرهنگی، اعتقادی فصلنامه موعود- فارس- کارزین
 
 
 


وبلاگ اختصاصی کانون فرهنگی، هنری الغدیر- کارزین

حدیث شب

افسوس که هر لحظه که دل حاصل کرد

 يغما گر بيحيا زد و باطل کرد

دو شينه که راز دل هويدا می بود

 از مردن لحظه ها ترا غافل کرد

تا آنکه بساط طربی باقی بود

بر طرف چمن زغن و شی منزل کرد

ساقی دو سه چند روز ديگر شايد

آن کار دگر به چی توان با دل کرد

می ده که به آن همی توان جان بخشيد

 وين کشتی طوفان زده برساحل کرد

يک نکته زسر معرفت دانستی

از پيچش موکه دين و دل زايل کرد

درويش چوبند بندگی بر دل داشت

 بر بند کمند زلف او منزل کرد

چه روزهايی که دل به خواب داديم و به لحظه بيداری نيايد شنيديم و چه شبهايی که تن به خواب داديم و از قرابت با يار بی نصيب.

جای بسی تاسف است که برای اهل خواب مجال موعظه هيچ نيست که اگر هم بود اين طايفه از هوش و گوش نصيبی نبرده اند . بی گمان لحظه بيداری از اين خواب گران لحظه هولناکی خواهد بود چرا که تعبير خواب گران گران خواهد بود.

خلقت نفس از برکات و الطاف خداوند سبحان می باشد , اما تربيت, کنترل و در اختيار داشتن آن موجب سربلندی و عزت و عدم کنترل , بيداری و زنده بودن نفس ( رکود در مرتبه پست) موجب خساراتی خواهد بود و تا زمانی که نفس در درجات پست سکان دار زندگی گردد , انسانيت در خواب بسر خواهد برد و مخلوق بی خبر از همه جا در خوابی گران, اما متحرک بناچار با چهرهای مسخ شده بايد عبادات فراموش کرده خود را در مسجد طاعات دوزخ طاوان دهد . دگرگونی و مسخ چهره را و حتی عبادت دوزخی به شکلی ديگر همين امروز هم می توان تماشا کرد . چهره دروغگو در هنگام ارتکاب به شکل دروغ و نتيجه اش گره در کار دنيوی که حداقل محروم شدن از لذت عبادت خواهد بود و اين تعبير همان خواب گران می باشد.

بی گمان نيل به هدف از مسير سعی و تلاش در خورهدف می گذرد و هدف متعالی همت متعالی می طلبد و تلاش در خود

وچه زيانکارانند آنانکه واقف به هدف متعالی خلقت نيستند و غفلت از نيل به کمال چه بسا روز روشنشان به شب تار می ماند.

شب طی شد وافسوس که خوابيم هنوز

بی باده و می بی تب و تابيم هنوز

در مجلس هفتمين ملک می رقصند

با خواب و خوراک در عتابيم هنوز

( ادامه مطلب )




[ موضوع ] : عمومي
ن : hni
ت : جمعه, آبان 12, 1391
نظر ( 0 )
گزیده ای از کتاب چرا نماز بخوانیم شهید هادی آموزگار

نماز؛ زدودن گناه و جبران آن

لذت های گوناگونی که در زندگی انسان قرار دارند از یک طرف وسوسه های شیطان و شرارت های نفس از سوی دیگر موجب بروز زشتی ها و گناهان برای انسان می شود. سرکشی انسان و مخالفت او با پروردگار موجب دوری از خداوند می شود. اصرار بر گناه و نافرمانی باعث می شود که انسان جاهلانه و بی مهابا لحظه لحظه از دریای رحمت حق دورتر گردد.

اما آیا انسان برای بازگشت، پناه گاه دیگری جز خدا دارد؟ آیا کسی پیدا می شود که او را در رحمت خود قرار دهد. مولای متقیان علی(علیه السلام) در دعای کمیل می فرمایند:

« اَلّهم لا اَجد لِذُنوبی غافِرا ولا لِقبائِحی ساتِرا ولا لِشَی ءٍ مِن عَمَلی القَبیحِ بِالحَسَنِ مُبَدِّلاً غَیرَک؛

خدایا من کسی را که گناهانم را ببخشد و بر اعمال زشتم چشم بپوشد و کارهای بدم را (از سر لطف و کرم) به کار نیک تبدیل کند، جز تو کسی را نمی یابم.»

 اما خداوند به دنبال بهانه ای است که بنده را دعوت کند و به آشتی فرا خواند و در قالب اذکار نماز به گفت و گوی محبت آمیز با خود فرا می خواند به این در کلامی سراسر مهر در قرآن می فرماید:

« َواقِمِ الصَّلاه طَرفِی النًَهار و زُلفاً مِنَ اللًَیل، اِنًَ الحَسَنات یَذهِبنَ السًَیًِئات؛1 و نماز را در دو طرف روز به پادار و نیز در ساعت تاریکی شب. همانا نیکی های شما سیئات و بدی های شما را نابود می سازد»

آری همان طور که جسم بر اثر آلودگی احتیاج به نظافت و تمیزی دارد، روح و روان نیز نیاز به شست و شو دارد. زیرا گناهی که انسان انجام می دهد، ظلمتی در باطن او راه می یابد و از معنویات او کاسته می شود، چون بر گناه اسرار ورزد، آن سیاهی افزایش یافته، کم کم باطن او را فرا می گیرد. اما حسنات که از ضمیر روشن انسان سرچشمه می گیرد این ظلمت را به روشنایی تبدیل می کند.

بهترین حسنه و برترین نیکویی ها، نماز است که هیچ عملی به پای آن نمی رسد. از نظر قرآن بهترین و مهم ترین عامل رفع کدورت ها و سیاهی ها نماز است. نماز همانند چشمه ی زلالی است که انسان با روی آوردن به آن آینه ی دلش را از زنگار گناهان می شوید و به اصلاح گذشته می پردازد و در حقیقت، نماز عاملی است که ارتباط بین خالق و مخلوق را محکم می کند و فاصله را کم می کند. پس از آن میزان تخلف و سرپیچی را کم می کند و نهایتا قلب را صیقل می دهد. در کلامی از حضرت امیر المومنین(علیه السلام) می خوانیم:

« و نماز گناهان را می زداید چنان که برگ را از درخت بزداید، و گناهان را از گناه کار می گشاید چنان که بند از کسی بگشایند و رسول خدا(صل الله علیه و آله) نماز را چشمه ی آب گرمی که بر سرای مردی بود همانند فرمود، که او روزان و شبان خود را پنج بار بدان بشوید، دیگر چرکی بر تن وی نخواهد بود»2  

و در جای دیگر می فرمایند:

« نماز های پنج گانه کفاره ی گناهان بین آن هاست؛ تا آن زمان که از گناهان کبیره بپرهیزد، و این تفسیر همان سخن خداوند است که فرمود: ان الحسنات یذهبن السیئات »3

   در روایتی امام باقر(علیه السلام) فرمودند:

« شخصی خدمت پیامبر(صل الله علیه و آله) رسید و عرض کرد: ثواب نماز را برای من بیان کن. حضرت فرمود: هنگامی که به نماز می ایستی و توجه به خداوند می کنی و فاتحه الکتاب را تلاوت می کنی و سپس به رکوع و سجود می روی و آن دو را کامل به جا می آوری و سپس تشهد و سلام می دهی بدان که تمام گناهان تو که مابین دو نمازت می باشد، بخشیده دی شود. این پاداش توست در نماز.»4

پی نوشت

1)        سوره هود آیه 114

2)        نهج البلاغه فیض خ 19

3)        بهار الانوار، ج 82 ص 233

4)        بهار الانوار ، ج 82 ص 205 

( ادامه مطلب )




[ موضوع ] : عمومي
ن : hni
ت : جمعه, آبان 12, 1391
نظر ( 0 )
منتقم آل طاها

«کاش مهدی به جهان چهره هويدا می کرد       

 گره از مشکل پيچيده ی ما وا می کرد

کاش  می آمد  و  بهر  عاشقان  زهرا                  

  قبر مخفی شده فاطمه پيدا می کرد»1

   ياران موعود, بی قراران مهدی وعاشقان مادرش زهرا؛

مهدی مان خواهد آمد, يوسف گمگشته ی زهرا روزی خواهد آمد

او خواهد آمد تا ديگر ظلم و بی شرمی در هيچ لباسی نتواند ظاهر شود. او خواهد آمد تا زخم های دل شيعيان را التيام بخشد و اساس تزوير را برافکند.

به ياری خدا روزی مولايمان تکيه بر خانه ی خدا خواهد زد و طنين انا بقيه الله . . .  او تن کاخ نشينان را به لرزه خواهد افکند.

او خواهد آمد تا ظالمی نباشد و به واسطه ی آن ظلمی به مظلومی روا نشود.

او خواهد آمد و با آمدنش ديگر:

مادری به پشتيبانی ولايت پشت در نيم سوخته فرياد سر نخواهد داد.

محسنی چشم به جهان نگشوده پشت در جان نخواهد سپرد.

مسمار دری پهلوی مادری را نخواهد شکافت.

بی بی جان اگر مهدی تو بيايد ديگر هيچ مادری در کوچه سيلی از ظلم نخواهد خورد؛ ديگر هيچ فرزندی شاهد سيلی خوردن مادر نخواهد بود؛ بی شک آن گاه که امام حسن مجتبی(عليه السلام) بد ترين لحظات زندگيش را تجربه می کرد, می توانست با اتکا به قدرت حيدريش آسمان را بر سر آن نابخردان خراب کند اما سکوت کرد؛ زيرا او می دانست که مهدی دست انتقام خداست که روزی از آستين حق برون خواهد شد و بار اين بی عدالتی ها را از دوش تاريخ بر خواهد داشت و اين لکه ی سياه را از دامان بشريت پاک خواهد نمود.

ديگر نخوری سيلی رويت نشود نيلی        از ضربت آن سيلی می سوزم و می سازم2

بی ترديد اگر گوش دل باز کنيم صدای ناله ی مهدی (عجل الله تعالی فرجه) را می شنويم که از خدا تعجيل در فرجش را می خواهد.

اما چگونه می شود که تا به امروز آمدنش به تأخير افتاده است؟ چرا هر روز که می گذرد ستم ها و بی عدالتی ها به شيوه ای نو, بشريت را به زنجير می کشانند؟ آيا عامل اين دوری و تأخير چيزی جز ما و اعمال ماست؟

گفتم که روی ماهت از ما چرا نهان است   گفتا تو خود حجابی  ورنه رخم عيان است

او می آيد! اگر خانه ی دلمان را مأمن عشقش کنيم؛ اگر خط بطلان بر خواسته هايی بکشيم که هر کدامشان حائلی می شود به وسعت دوری بين ما و مهدی فاطمه(سلام الله عليها).                     

فاطمه جان! تو نيز با ما دست به دعا بردار و برای آمدن منتقمت دعا کن؛ دعا کن بيايد تا مظلوميت علی(عليه السلام) و خاندان او پايان پذيرد و انتقام خون تو و فرزندانت را بگيرد.

«مادر می آيم و حق تو احياء می کنم

دشمنانت را يکايک خار و رسوا می کنم

از خدا اذن ظهورم را تقاضا کن که من

عقده های قلب پر خون تو را وا می کنم

بهر عشاقی که مرغ روحشان پر می زند

ِگرد قبر مخفی ات؛ قبر تو پيدا می کنم»3

( ادامه مطلب )




[ موضوع ] : عمومي
ن : hni
ت : جمعه, آبان 12, 1391
نظر ( 0 )
 
 
 
محمد بن حسن عسکری (عج) آخرین امام از امامان دوازده گانه شیعیان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنیا آمد و تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شعیان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است که گفته اند از نوادگان قیصر روم بوده است. «مهدی» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقیه الله، صاحب زمان، ولی عصر و امام عصر از لقبهای آن حضرت است.